تبليغاتX
حامیان بشر دوست

حامیان بشر دوست

کرزی تقلب در انتخابات سال گذشته را افشاه کرد.

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان امروز در یک مصاحبه تلفونی که با بیلکلنتون وزیر خارجه امریکاه داشت،تقلب در انتخابات سال گذشته افغانستان را پذیرفت،وی همچنان با وزیر خارجه ایالات متحده امریکا در این مصاحبه تلفنی گفت:خارجی ها و افراد ساز مان ملل متحد دراین تقلب نقش گسترده ی داشته است.

حامد کرزی در حال تقلب در انتخابات را افشا می کند،که خودش با  همین تقلب به ریاست رسیده است.

داکتر رمضان بشر دوست که یکی از رقیبان  کرزی در این انتخابات بود،مسئله تقلوب بودن انتخابات و دست داشتن خارجی ها را در این تقلب،خیلی قبل مطرح کرده بود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط مهاجرین افغانستانی تهران  | 

رادیو آزادی بشردوست را به حیث شخصیت سال انتخاب کرد

رمضان بشر دوست عضو ولسی جرگه افغانستان به حیث شخصیت سال 1388 از سوی رادیو آزادی انتخاب شد.

رادیو آزادی از سه سال به این سو در روز نو روز شخصیت سال را معرفی می کند.

این شخصیت از میان افغان های انتخاب می شود که در راه آزادی، دیموکراسی، حقوق بشر، صلح، وحدت ملی و تامین عدالت اجتماعی در افغانستان تلاش های را انجام داده باشد.

پیش از رمضان بشر دوست، گل آقا شیرزی و انار کلی هنریار در دو سال گذشته به ترتیب به حیث شخصیت های سال رادیو آزادی معرفی شده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط مهاجرین افغانستانی تهران  | 

انتخابات رياست جمهوري؛ زلزله­اي در جامعه­ي هزاره

منبع وبلاگ:   جامعه نو ، شوکت علی محمدی

نتايج انتخابات رياست جمهوري، در هزارستان معادلات معمول و حاكم را به هم ريخته و بسياري از تحليل­ها و ذهنيت­ها را دچار سردر گمي كرده است. اكثريت قاطع مردم هزاره در كنار ساير مردم افغانستان به داكتر بشردوست رأي دادند. اين رأي، سوال­هايي بر انگيخته كه نياز به تدل بيشتري دارد. انتخابات براي جامعه­ي ما پياه­هايي دارد كه بايد به طور جدي به آن توجه شود. اين قلم در صدد است براي واكاوي پرسش­هاي مطرح در جامعه تلاش كند تا به شفاف سازي و تحليل مسايل كمك كرده باشد. اين قلم عميقا به فضاي باز تحليل مسائل باور دارد و آن را ضمان انتخاب راه روشن و آگاهانه­ي اجتماعي مي­داند. خوش­بختانه­، جامعه­ي فهيم ما از دوره­ي حاكميت احساس رها شده و تحليل مسئل را با سينه­ي گشاده مي­پذيرند. گفت­و­گوها و تحليل­هاي حلقه­هاي مشورتي باز و علمي براي سياست­گذاري جامعه فراهم خواهد آورد. اين قلم، به طور مطلق كسي را تأييد نمي­كند. اين قلم به راهي كه مردم انتخاب كرده قلبا ايمان دارد و مردم را از هوشمندي لازم سياسي برخوردار مي­داند و عميقا به آراي مردم احترام قايل است. انتخابات رياست جمهوري؛ در جامعه­ي هزاره حقايق بسياري را عيان كرد و پيام­هاي بسياري براي جامعه­ي ما به همراه داشت.

 پرسش­هاي اساسي اين نوشتار:

         1.  چرا هزاره­ها به داكتر بشردوست رأي داده­اند؟

         2. مطالبات مردم هزاره چيست؟

        3 . «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

        4. آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

        5.  چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

        6. همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي است، يا فرصت طلبي و بي هدفي؟

  چرا هزاره­ها به بشردوست رأي داده­اند؟

     هزاره­ها به اين دليل به بشردوست رأي داده­اند كه بشردوست در «تخريب ديواره­ي اعتماد ملي» مشاركت نداشته است. بشردوست عميقا به وحدت ملي مي­انديشد و آن را تنها راه حل بحران كشور مي­داند. هزاره­ها در مورد انتخاب بشردوست، اسير احساسات قوم پرستي نشده­اند، بلكه راه شان را از قوم­گرايي و فرصت طلبي جدا كرده­اند. مردم شريف هزاره، با رأي به بشردوست ثابت كردند كه بيش از هركس و هر زمان ديگر به وحدت ملي رأي مي­دهند. بشردوست هزاره­اي است كه درمان درد مردم و قومش را از ديگر هموطنانش جدا نمي­داند. از ميان نامزدهاي محترم رياست جمهوري، آن كه بيش از همه در عمل ثابت كرده، به وحدت و استقلال ملي ايمان دارد؛ بشردوست مي­باشد. بشردوست مي­گويد؛ درد بچه­ي محرم و گرسنه­ي هزاره و افغان پكتيا و... كه چپلك ندارد، يكي است. بشردوست دامن زدن به احساسات قومي را مانع راه رشد و آرامش افغانستان مي­داند. هزاره­ها به تفكر بشردوست رأي داده­اند و نه شخص بشردوست. هزاره­ها در فراز و نشيب تحولات به اين نتيجه رسيده­اند كه هماناني بيشتر از همه به سنگ قوم دوستي به سينه زده­اند؛ در مواقع سود سياسي و موقعيت شخصي به راحتي با دشمن­ترين­ها كنار آمده­اند و پشت مردم را خالي كرده­اند! چه زيبا گفت شاعر درد آشناي هزاره؛ داكتر عبدالسميع حامد:

     دو عسكر خسته در بين دوسنگر؛

     دو رهبر خفته در بين دو بستر؛

     دو رهبر پشت ميز صلح خندان؛

     دو بيرق بر سر گور دو عسكر!

 هزاره­ها به بشردوست به عنوان كسي رأي داده­­اند كه از جدا انديشي مليتي عبور كرده و برادري و برابري در روابط اقوام را ترويج مي­كند. به نظر مي­رسد در سال­هاي دموكراسي مردم بيش از هر زمان ديگر نيازمندي به روابط سالم و بازسازي اعتماد ملي را احساس كرده باشند.  

  مطالبات مردم هزاره چيست؟

     مطالبات مردم هزاره چند وزارت خانه­ي تشريفاتي نيست. هزاره­ها درمان واقعي درد افغانستان را ترميم اعتماد ملي بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق شهروندي مي­دانند. خواست واقعي مردم هزاره اجراي ميثاق ملي و قانون اساسي است. هزاره­ها مانند همه­ي مردم افغانستان خواستار امنيت و وحدت ملي­اند. هزاره­ها، بر اساس حقوق شهروندي و عدالت اجتماعي؛ خواستار توزيع عادلانه­ي واحدهاي اداري و سياسي­اند. هزاره­ها خواستار توزيع عادلانه­ي ثروت و امكانات ملي­اند.

آيا مطالبات سياسي مردم هزاره در دوران حكومت هفت ساله­ي كرزي، برآورده شده است؟ چرا برخي از فعلان سياسي براي رسيدن به مطالبات جامعه­ي هزاره، وارد معاملات سياسي و انتخاباتي شده­اند؟ آيا قولنامه­ي كرزي مدار اعتبار هست؟

     مردم هزاره، در دوران حكومت كرزي، به مطالبات سياسي شان نرسيده­اند؛ بنا بر اين برخي از فعالان سياسي وارد معاملات انتخاباتي شده­اند. در فقدان صداقت و عدم عدالت محوري كرزي همان بس كه در طول هفت سال حكومت؛ براي مناطق غير پشتون كاري انجام نداده، كه مردم در صدد برآمده­اند براي گرفتن حق مشروع و توزيع عادلانه­ي اماكانات ملي؛ وارد معامله شوند. نشانه حاكميت فاسد آن است كه گرفتن حق از راه عادي و قانوني نا ممكن باشد. چنين حاكميتِ تبار محور و قوم انديش، چگونه مي­تواند قابل اعتماد باشد كه در دوره­ي جديد به قول و قرار خود  و عدالت اجتماعي پاي­بند باشد؟ حاكمي كه با معامله و رشوه، عدالت را اجرا كند و حقوق شهروندي را به مردم بازگرداند؛ هرگز قابل اعتماد نيست.

     كرزي، با تمام خوشرويي ظاهري، مار خوش خط و خالي است كه زهر افغان مليتي در آستين دارد. كرزي بارها و بارها، از طالبان حمايت نموده و تروريست­ها را جلو چشم مردم آزاد مي­كرد تا دوباره بيشتر به كشتار مرد روي آورند. اشك كرزي براي مرگ تروريست­هاي همتبارش از خاطر مردم پاك نخواهد شد و نيز همسويي جناب كرزي با كوچي­ها و بي توجهي به خانماني مردم شريف بهسود! كساني كه بشردوست را براي بيانيه ندادن در برابر كوچي­ها از هزاره بودن بري مي­دانند؛ از خود پرسيده­اند كه كرزيِ حامي كوچي­ها بود؛ آيا بيانيه ندادن جرم است يا حامي قاتل بودن و در كنار قاتل مردم قرار گرفتن؟ اين كه چرا بشردوست بيانيه نداده، شايد براي عدم تشديد شقاق مليتي باشد؛ من وكيل مدافع ايشان نيستم، اگر چه بشردوست مي­توانست بر اساس دفاع از مظلوم و عدالت از مردم بهسود دفاع كند. هر كسي مي­تواند داراي اشتباهات و خطاي محاسباتي باشد، بشردوست هم داراي خطاها و نا پختگي­هايي است كه نبايد خطاهاي يك فرد موجب بيرون راندن از دايره­ي هويت ملي و مليتي شود. در آشفته بازار فروريزي ديواره­ي اعتماد ملي، موضع دفاع از مردم شريف بهسود، حمل بر قوم­گرايي مي­شود؛ كه نبايد از آن هراس داشت.  رأي قاطع مردم شريف و شهيد داده­ي بهسود به بشردوست و «رويگرداني كميسيون مردم بهسود» از كرزي و حامي بهسودي­اش؛ نشانه­ي درستي راه بشردوست است.

مهمتر از همه، آن است كه هزاره­ها مطالبات سياسي و شهروندي شان را از اين پس در قالب گفتمان «حقوق شهروندي، عدالت اجتماعي، اجراي قانون اساسي» دنبال خواهد كرد. هزاره دانسته­اند كه اقتدار، هيمنه­ي فرهنگي و شعاع وجودي شان مانع از آن شده است كه «هلوكاست هزارگي» در افغانستان به وجود آيد و براي جبران ظلم تاريخي و قتل عام دوران عبدالرحمان خان، «تبعيض وارونه» به نفع هزاره­ها اجرا شود؛ بنا بر اين از طرح شعارهايي كه نخاع مقاومت شان را بشكند و به شقاق بيشتر اجتماعي بيانجامد پرهيز مي­كنند؛ اما حافظه­ي تاريخي­شان را از دست نخواهند داد و درس­ها تاريخ را به ياد خواهند داشت.

   «هويت هزارگي» به چه معنا است؟

هويت هزارگي، به معناي تمامي داشته­هاي تاريخي و فرهنگي و طبيعي مردم هزاره است كه هزاره­ها به آن افتخار مي­كنند. هزاره­ها داراي پيشينه­ي روشن تاريخي و تمدني­اند كه «تمدن بشكوه باميان» و «غوري» را به وجود آورده­اند. مردم هزاره، همان مردم زابلستان و غور قديمند كه تمدن شكوهمند كياني و غوري را پايه­گذاري كرده­اند. هويت هزاره­ها، زبان فخيم دري است كه باز مانده­ زبان اوستايي است كه در كناره­ي رود دايتي و بند امير زاده و در تار و پود تمدن كياني رشد كرد و باليد. هويت هزاره­ها دستان هنر آفريني است كه تمثال سنگي «خنگ بُد» و «سرخ بُد» را به نام و چهره­ي حاكمان تمدن ساز خويش ساخته­اند. هويت هزارگي، افتخار به پيشينه­ي فرهنگي است كه مسجد جامع هرات و منار جام را آفريده است. هويت هزارگي پيشينه تمدن سازي و اعتقاد روشن حق پذيري است كه نياي خردمندشان؛شنسب يا بهرام شاه سوري و ماهويَ براز؛ در برابر حق زانو زدند و شايستگي تفويض حكومت از سوي تجسم عدل؛ مولا علي(ع) را داشتند. 

     گذر بشردوست از شعارهاي قومي كه جز شقاق اجتماعي نتيجه­اي دربر ندارد؛ نشان از سينه­ي بزرگ او دارد كه مانند پيشينيان تمدن آفرين خود همه­ي مردم را به ديده­ي عدالت عملي بنگرد؛ تا تمدن غوري و كياني دوباره احيا شود. هويت هزاره ريشه در تمدن باستاني زابلستان و غور دارد كه سينه­ي به پهنه­ي آسمان داشته­اند تا تمدن بي­نظير بشري را بيافرينند. پس از غوري­ها كه حاكميت به دست پشتون­ها افتاده؛ چه تاج تمدني بر سر مردم زده­اند؟

  آيا هزاره­ها فاقد عقلانيت سياسي­اند؟

عقلانيت سياسي، -به نظر نگارنده- به معناي تصميم سازي سياسي بر اساس مصالح و منافع مهم و اساسي است. مردم هزاره با رأي به بشردوست اعلام كردند كه تفكر ملت­سازي راستين و عملي -بر اساس عدالت اجتماعي و حقوق مساوي شهروندي - اساسي­ترين خواست شان است. مطالبات سياسي مردم هزاره، تغيير در رأس هرم قدرت بود كه نه بر اساس تبار محوري تصميم­ساز كند؛ بلكه مردم را با هر رنگ و سمت و مليت؛ برادر و برابر بداند و ثروت و امكانات ملي را بر اساس عدالت اجتماعي توزيع كند، نه بر اساس قوم­گرايي از نوع افغان مليتي. عقلانيت سياسي و حسابگري­ مردم هزاره نشان داد كه مطالبه­ي­ اساسي شان، چند وزارت خانه­اي كه در رأسش هزاره­ا­ي باشد كه نتواند در وزارت خودش عدالت مليتي را اجرا كند و ترس از دست دادن مقام، او را به افختار به نبود هزاره­ها در وزارت خانه­اش بكشاند؛ نيست. حساب­گري هزاره نشان داد كه به راهي دلبسته­اند كه وحدت ملي و عدالت اجتماعي را هموارتر مي­كند و ديواره­ي اعتماد ملي را بازسازي و ترميم مي­كند. شما قضاوت كنيد؛ آيا مردم شريف هزاره فاقد شعور، خرد و عقلانيت سياسي­اند؟!

 چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟

 گفتمان و تفكري كه بشردوست طرح كرد؛ با شالوده­ي تفكر قوم محوري فعالان سياسي افغانستان نا آشنا و غريب بود. از سوي ديگر تحولات افغانستان به گفته­ي تحليل گران جهاني، پيش بيني نا پذير است؛ به دليل آن كه تفكر و مديريت استراتژيك در تصميم سازي­ها حضور ندارد. فراز و نشيب تحولات سياسي كشور و جامعه­ي هزاره نشان داده است كه در پيِ رسيدن به مراد سياسي، چرخش­هاي صد و هشتاد درجه­اي و قرباني كردن باورها، كار معمولي بوده است. شعار هويت­جويي هزاره­ها، وسيله­ي موج سواري داراز مدت عده­اي بود كه در تحولات سياسي، به راحتي كنار گذاشته شد. بر اساس فقدان تفكر و مديريت استراتژيك، خواست­هاي اساسي به راحتي وجه­المصالحه قرار مي­گيرد. نبود استراتژي روشن و عدم طبقه بندي اولويت­ها، فعالان سياسي جامعه ما را به سرگرداني سياسي كشانده كه معامله­گريِ سياسي و انتخاباتي در مراحل مختلف نشانه­ي آن است.

    فعالان سياسي كه استراتژي نداشته­اند؛ به حيرت سياسي دچار شده­اند. فقدان دانش لازم رهبران و فعالان سياسي و عدم مشورت­خواهي و دور بودن از قاعده­ي جامعه؛ آنان را به عدم اعتمادي كشانده و موفقيت شان را در معاملات سياسي جست­و­جو مي­كنند. فقدان دانش و مديريت كارامد، احزاب جامعه­ي ما را در تيول عده­اي افراد خسته و بي­ انگيزه و فاقد استراتژي قرار داده كه هر فرد داراي جربزه­اي داراي يك شاخه­ي حزبي شده­است.

    به دليل فقدان كادر سازي احزاب و ترس رهبران از ورود نيروهاي تازه نفس با سواد؛ بسياري از نخبگان جامعه را به عدم اعتماد به نفس سياسي دچار كرده­ كه فراتر از تحليل فعالان سياسي نيانديشند و اقدامي نكنند و يا منافع سياسي شان در گرو همراهي با فعالان سياسي است، كه من از آنان به نخبگان تابع، تعبير مي­كنم. معامله­گري سياسي فعالان سياسي، اين ذهنيت را به برخي از نخبگان تسري داده است؛ به همين دليل برخي از نخبگان، زبا در كام كشيدند تا نتيجه چه مي­شود. بسياري از نخبگان جامعه، با محافظه كار برخورد كردند. نا پختگي سياسي بشردوست و اعلام حرف­هايي از قبيل از پشتونستان تا اصفهان و....برخي از نخبگان را دچار ترديد كرد. اما مردم شريف هزاره، افزون بر موضع ملي بشردوست، ثابت كردند كه مي­شود با وسعت نظر بيشتر، برخي از ناپختگي­ها را ناديده گرفت و فرزند فرهيخته قوم را تنها نگذاشت.

  اگر فعالان و نخبگان جامعه­ي ما كه ديروز از احساسات هزارگي به مقام رسيده­اند؛ براي مسائل اساسي­تري به ائتلاف سياسي مي­پرداختند، مردم هرگز آنان را تنها نمي­گذاشتند. محوري­ترين خواست هزاره­ها دستيابي به حقوق برابر اجتماعي و سياسي بود كه در قانون اساسي به ثبت رسيده است. براي جبران ظلم و تسكين دردهاي تاريخي هزاره­ها، شايسته بود فعالان سياسي ما به جاي قول و قرار چند وزارت خانه و توزيع عادلانه امكانات ملي و واحدهاي اداري كه حق طبيعي و شهروندي شان است؛ اين خواسته­ها را از رئس جمهور پشتون تبار مي­خواستند:

      1. محكوميت رسمي جنايات عبدالرحمان خان از سوي كرزي؛

      2. عذر خواهي رسمي از هزاره­ها به عنوان رياست جمهوري و جانشين حاكم پيشين؛

      3. استرداد زمين­هايي كه در زمان عبدالرحمان و پس از آن از سوي دولت غصب شده و در اختيار افراد قرار داده شده است؛

      4. ممنوعيت هميشگي ورود كوچي­ها به هزارستان.    

اين خواست­ها مطالبه­ي به حق جامعه­ي هزاره است كه روزي بايد به آن برسند. 

 همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي يا فرصت طلبي و بي هدفي؟

 همراه شدن با كاروان پيروز، شعار برخي از طيف­ها و نخبگان جامعه­ي ماست. آيا همراهي با كاروان پيروز، به هر قدر و قيمتي فضيلت و تيزهوشي است، يا فرصت طلبي، راحت طلبي و بي هدفي؟ پيش از انصراف خليل زاد از تصميم نامزدي رياست جمهوري، نوك پيكان­ها به طرف جناب كرزي -به عنوان مهره­ي سوخته- نشانه گرفته شده بود. پس از نيامدن خليل زاد؛ كرزي محور توجهات معامله­گران قرار گرفت. چرا كرزي سر قافله­ي كاروان پيروز پنداشته شد؟ ذهنيت فسيلي حاكم بر جامعه­ي ما آن است كه حاكميت مال پشتون­هاست، به همين دليل بسياري، به اين نتيجه رسيده بودند كه با كاروان پيروز همراه شوند تا هزاره­ها يك بار ديگر شكست را تقسيم نكنند.

     همراهي با كاروان پيروزي كه با تفكر، مصالح، منافع و ايده­آل­هاي انسان هم­خواني داشته باشد؛ لذت بخش و فرحزاست. اما اگر كاروان پيروز، با ايده­آل­هاي انسان سنخيت نداشته باشد؛ فرصت طلبي و بي هدفي است. انسان فرهيخته و نخبه داراي تفكر بنيادين، استراتژي و طبقه بندي اولويت­هاست. چنين انساني براي پياده كردن آرمانش، نقشه­ي راه تهيه مي­كند؛ زمينه­سازي مي­كند و تلاش مي­كند تا به «هدف والا» دست يابد. كاروانِ پيروزي در فرصت هفت ساله براي هزاره­ها كمترين خدمتي انجام نداده و سرك باميان به جاي پخته كاري و آسفالت كاهگل مي­شود؛ مكاتبِ مردم ساخته جاغوري تا آستانه­ي تعطيلي پيش مي­رود؛ از طالبان، تروريست­ها و كوچي­ها حمايت مي­شود؛ عدالت اجتماعي در بدل رأي وعده داده مي­شود؛ تقسيمات اداري عادلانه مسكوت مي­ماند؛ بيشترين امكانات ملي به مناطق پشتون نشين سوق داده مي­شود؛ نا امني فراگير مي­شود؛ فساد ادراي نهادينه مي­شود؛ مواد مخدر و مافياي بين­المللي حاكميت مي­يابد؛ آيا واقعا به چنين حاكمي مي­شود اعتماد كرد؟ آيا همراهي با كاروان حاكميتِ پيروزِ دروغ  و فساد و حق كشي؛ جاي افتخار است؟

   مردم شريف هزاره نشان داد كه حناي قولنامه­هاي اين چنيني رنگ ندارد.  مردم هزاره نشان داد كه به تغيير مي­انديشد. منطق مردم هزاره، حاكميت فساد محوري كه توزيع امكانات ملي را با رشوه­ي رأي قول دهد، نمي­پذيرد. اتحاد مردم هزاره ها را يك بار ديگر آنان را به موفقيت­هاي سياسي بيشتري نزديك مي­كند. در منطق و خرد سياسي هزاره­ها مسائل اساسي از معامله­گري سياسي پست و مقام برخي افراد مهمتر است.   
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط مهاجرین افغانستانی ورامین  | 

بشر دوست و خائن خواندن هزاره ها !!!

سلام دوستان  وهمراهان  گرامی

امروز به مطلبی برخوردم، در وبلاگ : دیالوگ۳

باعرض پوزش  انرا در اینجا قرار میدهم خودتان قضاوت کنید

رفتار سیاست مداران را .!!!

 

دیروز رمضان بشر دوست در میزگرد تلویزیون طلوع به صراحت گفت که هر کس به خاطر هزاره بودن به او رای داده است به افغانستان خیانت کرده است.البته نه از بشر دوست گله ای است و نه از مردمی که به خاطر هزاره بودن به او رای داده اند که اکثریت هزاره هایی که در دایکندی و جاغوری و بامیان این کار را کرده اند به همین خاطر بوده است.بشر دوست همینی هست که هست.یعنی او هم نیامده بگوید :آی مردم من هزاره ام به من رای بدهید.خودش در جلال آباد گفته بود که من هزاره هستم ولی نه از آن هزاره هایی که میخ بر سر مردم بکوبم.و حالا وقتی که خرش از پل رد شده و رای اکثر هزاره ها را برده است بیاید حرفهای خود را انکار کند.مردمی هم که به او رای داده اند تقصیری ندارند.آنها آگاه نیستند.نمی دانند چه خبر است.چرا؟چون که از امکانات بهره مند نیستند.بیش از ۲۰ شبکه تلویزیونی در کابل نشرات دارند.چند تایشان در هزاره جات هم قابل دسترسی هستند؟حداقل این شبکه های تلویزیونی شیعه که باید در هزاره جات هم آنتن داشته باشند.از تمدن که انتظاری نیست.فردا و نگاه و کوثر چی ؟چند نشریه در هزاره جات توزیع می گردد؟هیچی.همین هاست که باعث می شود که جای هیچ گله ای نه از بشر دوست باشد و نه از مردم.اشکال از خود ماست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط مهاجرین افغانستانی ورامین  | 

گزارش لحظه ی از شمارش ارا

تا فعلا ۱۳۸۸/۵/۳۰ ساعت ۱۲ بعد از ظهر

به گزارش منابع محلی و کمسیون مستقل انتخابات افغانستان،داکتر رمضان بشر دوست تا این لهزه،بیشترین ارای مردم را از ان خود کرده است.

گزارش از آمار آرا در ولایات

نمودار جدولی ۳ کاندید مطرح در بعضی ولایات و ولسوالی ها

ولایات ۱ ۲ ۳
بامیان بشردوست کرزی عبدالله
دایکندی بشردوست کرزی عبدالله
جاغوری بشردوست کرزی عبدالله
مزار کرزی بشردوست عبدالله
پروان عبدالله بشردوست کرزی
تخار بشردوست کرزی عبدالله
بغلان بشردوست عبدالله کرزی
هرات کرزی بشردوست عبدالله
پنشیر عبدالله بشردوست کرزی
خوست کرزی بشردوست عبدالله
ننگهار کرزی بشردوست عبدالله
هلمند کرزی بشردوست عبدالله
بدخشان عبدالله بشردوست کرزی
چار پلوک مزار بشردوست کرزی عبدالله

به نظر می رسد اگر چنانچه نسبت آرا به نفع نامزدها به همين شکل ادامه پيدا کند و ارقام درست و حقيقی از طرف کمیسیون مستقل انتخابات اعلام شود، انتخابات به دور دوم کشیده شده و در دور دوم رقابت میان داکتر بشردوست و کرزی خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط مهاجرین افغانستانی تهران  |